پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰۰

در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر

یارب، فرو مبادا این می که خوردم از سر

سربهر خاک گشتن پیش درش نهادم

چه جای آنکه، یاران روبند گردم از سر

مهره ز تن جدا شد، در تن ز هجر جانان

عشق و بلا ازین پس بازنده کردم از سر

خواهم شد امشب آن سو می بایدم ازان رو

ای گریه، سرخ گردان رخسار زردم از سر

جانا، بهار حسنت آغاز سبزه دارد

شد وقت آن که اکنون دیوانه گردم از سر

مطرب به نوک غمزه بگشای سینه من

بخراش ریش کهنه، کن تازه دردم از سر

رفت آنکه بود خسرو نیکو ز شاهد و می

ای دل، گواه باشی کاقرار کردم از سر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰۲ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
  2. شمارهٔ ۱۱۰۳ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر
  3. شمارهٔ ۱۱۰۴ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر
  4. شمارهٔ ۱۱۰۵از چشم تو که هست ز تو جان شکارتر
  5. شمارهٔ ۱۱۰۶هر شب منم ز هجر پریشان و دیده تر
  6. شمارهٔ ۱۱۰۷نه نرگس است ز چشم خوش تو عربده جوتر
  7. شمارهٔ ۱۱۰۸رضای من طلب امشب، طریق ناز مگیر
  8. شمارهٔ ۱۱۰۹قمر برید ز من مهر و من خراب قمر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.