پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۱

پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر

شاد باش، ای روشنی روی نیکوی قمر

راست چون ماه نوم کاهیده و زار و نزار

کز پس ماهی بود یک روز پهلوی قمر

هر شبی تا صبح بیدارم به بازی خیال

سر به روی خاک ماندم، چشم بر روی قمر

ای دل، ار خواهی که حلوایی خوری از عید وصل

من حلالت می نمایم، آنگه ابروی قمر

ماه من چاه زنخدان تو شد از خوی پر آب

پاک کن کز وی در آب افگنده گوی قمر

نیکوان خاک تواند، ای ماه، در تو کی رسند؟

کی رسد خاکی که اندازد کسی سوی قمر؟

گشت پنهان می کنی و منع خسرو بیهده است

زانکه شبگردی نخواهد رفتن از خوی قمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۳خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
  2. شمارهٔ ۱۰۹۴یکی امروز سر زلف پریشان بگذار
  3. شمارهٔ ۱۰۹۵زلفت از باد دگر باشد و از شانه دگر
  4. شمارهٔ ۱۰۹۶گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر
  5. شمارهٔ ۱۰۹۷سر به کوی عشق غلتانیده گیر
  6. شمارهٔ ۱۰۹۸ای رخت از مه جهان آرای تر
  7. شمارهٔ ۱۰۹۹با تو در سینه نفس را چه گذر
  8. شمارهٔ ۱۱۰۰در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.