پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۶

ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار

بارک الله، چشم بد زان روی زیبادور دار

چون دلم را بت پرستی نو شد اندر عهد تو

باری این بتخانه دیرینه را معمور دار

کار دل کردی، برافگن بعد ازین بنیاد عقل

شحنه را چون دور کردی، دست در دستور دار

من نه آنم کز درت سر بر کنم تا زنده ام

گر اجل از کوی تو دورم کند، معذور دار

تا بدانی حال خون آشامی شبهای من

جرعه ای زین باده پیش نرگس مخمور دار

من به جان درمانده و تو ترک بدنامی کنی

می توانی، حال رسوایی چو من مستور دار

خسرو بیچاره مرد نقش شیرین تو نیست

صورت فرهاد کش، در دفتر شاپور دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۸گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور
  2. شمارهٔ ۱۰۸۹یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر
  3. شمارهٔ ۱۰۹۰ای ترا در زیر هر لب شکرستانی دگر
  4. شمارهٔ ۱۰۹۱پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر
  5. شمارهٔ ۱۰۹۲می نیاید چشم من بر آستان او گذر
  6. شمارهٔ ۱۰۹۳خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
  7. شمارهٔ ۱۰۹۴یکی امروز سر زلف پریشان بگذار
  8. شمارهٔ ۱۰۹۵زلفت از باد دگر باشد و از شانه دگر
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.