پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۵

ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دار

آفتابی، روی ما در قبله دیدار دار

چون غم و اندوه خالت را فراوان پیشوا

در بلا و فتنه چشمت را هزاران کار دار

رشکم آید ز آنچه غمهایت، دگر یاران خورند

آن همه یک جا کن و پیش من غمخوار دار

ناوکی زن بر دلم کز زحمت خود وا رهم

خویش را بهر دلم یک دم درین پیکار دار

درد دل چون از تو یادم می دهد، مرهم مکن

بر دگر دلها در آویز و دلم افگار دار

من نه آن یارم که دارم پیش تو خود را عزیز

راضیم، خواهی عزیزم دار و خواهی خوار دار

از چو تو هندوی کافر کیش گل چهره ست دنگ

گل به هندستان بود چون برهمن زنار دار

رنگ می آرد کف پایت ز خون چشم من

یک دمی پا را بر این دو دیده خونبار دار

چند گویی نیست بیهوشی مشتاقان زمن

می توانی، خسرو بیچاره را هشیار دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۷یا رب، این ماییم از آن جان و جهان افتاده دور
  2. شمارهٔ ۱۰۸۸گر هنر داری مرنج، ار کم نشینی بر ستور
  3. شمارهٔ ۱۰۸۹یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر
  4. شمارهٔ ۱۰۹۰ای ترا در زیر هر لب شکرستانی دگر
  5. شمارهٔ ۱۰۹۱پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر
  6. شمارهٔ ۱۰۹۲می نیاید چشم من بر آستان او گذر
  7. شمارهٔ ۱۰۹۳خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
  8. شمارهٔ ۱۰۹۴یکی امروز سر زلف پریشان بگذار
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.