پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۸

دزدانه در آمد از درم دوش

افگنده کمند زلف بر دوش

برخاستم و فتادم از پای

چون او بنشست، رفتم از هوش

گشتم به نظاره جمالش

حیران و خراب و مست و بیهوش

آن نرگس نیم مست جادوش

آهوبره ای به خواب خرگوش

هر کس که ببیندت به یک روز

ملک دو جهان کند فراموش

بی روی تو نوش می شود نیش

وز دست تو نیش می شود نوش

یک حلقه به گوش خسرو انداز

کو بنده تست و حلقه در گوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵۰پیش چشم خود مگو، گر با تو گویم سوز خویش
  2. شمارهٔ ۱۱۵۱گر نه من دیوانه گشتم زین دل بدنام خویش
  3. شمارهٔ ۱۱۵۲سالها خون خورده ام از بخت بی سامان خویش
  4. شمارهٔ ۱۱۵۳ای جفا آموخته، از غمزه بدخوی خویش
  5. شمارهٔ ۱۱۵۴گر مرا با بخت کاری نیست، گو هرگز مباش
  6. شمارهٔ ۱۱۵۵مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
  7. شمارهٔ ۱۱۵۶دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردش
  8. شمارهٔ ۱۱۵۷ما به جان درمانده و دل سوی ما می خواندش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.