پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۶

به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش

سگ آن عزت کجا دارد که بنشانند بر خوانش؟

به بازوی من گردن زده کی باشد این دولت؟

که در گردن درآرم تنگ دستی چون گریبانش

ز دور انگشت می خایم، به حیلت، چون نمی یابم

ز بخت شور کانگشتی رسانم بر نمک دانش

چه طعنه بر گرفتاری که او مانده ست از یاری

همو می داند و جانش که تنها جسته بر جانش

سر و سامان چه خواهی، ای نکو خواه، اندرین فتنه

اسیری را که نی سرکار می آید نه سامانش

چو خوردم بی اجل تیرش دمی بگذارد کز گریه

بشویم خون غم پرورد خود از نوک مژگانش

غبار آلوده خون عاشقی با اوست سرگردان

هر آن ذره که بالا می رود از گرد یک رانش

ببوسی آستان کعبه، ای باد، ار رسی از ما

که ما گم گشتگان مردیم تشنه در بیابانش

شنیدن هوی خسرو گر نیارد، دارد معذورش

که بوی خون دل می آید از فریاد و افغانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۸دل من دست بازی می کند هر لحظه با مویش
  2. شمارهٔ ۱۱۹۹زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش
  3. شمارهٔ ۱۲۰۰گه گه نظری باز مدار از من درویش
  4. شمارهٔ ۱۲۰۱نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش
  5. شمارهٔ ۱۲۰۲گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش
  6. شمارهٔ ۱۲۰۳هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش
  7. شمارهٔ ۱۲۰۴دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش
  8. شمارهٔ ۱۲۰۵غم دل زان خورم کانجاست آن بالای چون سیمش
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.