پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۱

نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادش

غلام آن سر زلفم که در هم می کند بادش

به مکتب دانشی ناموخت جز آزار مسکینان

که داند تا کدامین سنگدل بوده ست استادش

اگر چه پاس دلها نازنین من نمی دارد

دعای عاشقان هر جا که باشد پاسبان بادش

فراموش کردی درد خود مرا از راه مظلومان

خدایا کج مکن مویی ز یاریهای بیدادش

مرا این آه بیهوده ست پیش آن دل سنگین

کزین آتش که من دارم نگردد گرم پولادش

رو، ای اشک و روان کن پیش یار لشکری جویی

که گرد آلوده خواهد بود آن سوری و شمشادش

دلم می شد به نظاره که باد افگند زلفش را

نیاید باز، ور خواهد که هم در ره شب افتادش

جفای روزگار و جور خوبان خسرو مسکین

شد آبستن ز غم، ای کاش که مادر نمی زادش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۳هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش
  2. شمارهٔ ۱۲۰۴دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش
  3. شمارهٔ ۱۲۰۵غم دل زان خورم کانجاست آن بالای چون سیمش
  4. شمارهٔ ۱۲۰۶آمد بهار و شد چمن و لاله زار خوش
  5. شمارهٔ ۱۲۰۷چون سبزه بر دمید ز گلزار یار خط
  6. شمارهٔ ۱۲۰۸تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع
  7. شمارهٔ ۱۲۰۹چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
  8. شمارهٔ ۱۲۱۰گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.