پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۰

گه گه نظری باز مدار از من درویش

چون منعم بخشنده به در یوزه درویش

ما را دل صد پاره و لعلت نمک آلود

مشمار که تا روز اجل به شود این ریش

حسن تو فزون باد و جفای تو فزون تر

تا درد دل خسته من کم نشود بیش

جانا، مکش اکنونم ازان شیوه که دانی

کان صبر نمانده ست که می کردم ازین پیش

خوش باش که آن غمزه خون ریز تو ما را

چندان نگزارد که گشایی تو سر کیش

ایمن ز خیال تو نیم با همه پرسش

قصاب نه از مهر کند تربیت میش

ساقی منگر توبه، قدح بر سر من ریز

تا غرقه شود این خرد مصلحت اندیش

ایمان من اندر شکن زلف بتان شد

کافر کندم دل که اگر گردم ازین کیش

ای آن که زنی طعنه به خسرو ز پی عشق

تو فارغی از درد که من خوردم ازین نیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۲گرم روزی به دست افتد کمند زلف دلبندش
  2. شمارهٔ ۱۲۰۳هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش
  3. شمارهٔ ۱۲۰۴دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخش
  4. شمارهٔ ۱۲۰۵غم دل زان خورم کانجاست آن بالای چون سیمش
  5. شمارهٔ ۱۲۰۶آمد بهار و شد چمن و لاله زار خوش
  6. شمارهٔ ۱۲۰۷چون سبزه بر دمید ز گلزار یار خط
  7. شمارهٔ ۱۲۰۸تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع
  8. شمارهٔ ۱۲۰۹چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.