پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۳

هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش

بیچاره من اسیر دل مبتلای خویش

هم جان درون این دل و هم دوست، وه که من

خوناب‌ها خورم ز دل بی‌وفای خویش

فرداست ار به بنده جدایی، دلا، بیا

کامروز نوحه‌ای بکنم از برای خویش

تا من از آنِ دل شدم و دل از آنِ دوست

این جان من کیای من و من کیای خویش

من در هوای یار برم پی که برپرم؟

پرنده به ز من که پرد در هوای خویش

یک تن چو صد نمی‌شود از بهر دیدنت

صد جا خیال خویش نشانم به جای خویش

جانا، رسم به کوی تو من آن کبوترم

کاید به میهمانی شاهین به پای خویش

بارنده بر تو ناوک آه و منت ز ره

بافم ز آب دیده ز باد دعای خویش

خسرو ز خویش بهر تو بیگانه شد، چنانک

گویی که هیچ گاه نبود آشنای خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۵غم دل زان خورم کانجاست آن بالای چون سیمش
  2. شمارهٔ ۱۲۰۶آمد بهار و شد چمن و لاله زار خوش
  3. شمارهٔ ۱۲۰۷چون سبزه بر دمید ز گلزار یار خط
  4. شمارهٔ ۱۲۰۸تا شد ز مطلع غیب خورشید حسن طالع
  5. شمارهٔ ۱۲۰۹چو مهر می کند از مشرق پیاله طلوع
  6. شمارهٔ ۱۲۱۰گل ز بیم باد زیر پرده می دارد چراغ
  7. شمارهٔ ۱۲۱۱شاه حسنی وز متاع نیکوان داری فراغ
  8. شمارهٔ ۱۲۱۲دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.