پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۱

شاه حسنی وز متاع نیکوان داری فراغ

می نزیبد بد کنی در پیش مسکینان دماغ

داغ هجرانم نه بس، خالم به رخ هم می نمای

چند سوزم وه که داغی می نهی بالای داغ

بهترین حاجات آن کایی شبی پیشم چو شمع

می نهم از سوز دل هر شب به هر مسجد چراغ

آب چشمم گفت حال و بر درت زین پس برآر

هم تو می دانی که نبود بر رسولان جز بلاغ

غنچه دل پاره کردم، چونکه بر باد آمدم

زانکه بودم با گل خندان تو یک دم به باغ

هست نالان سوخته جانم مدام، ای کبک ناز

گر ز مردار استخوانی، نشنوی بانگ کلاغ

عقل و دین الحمدلله رفت، زین پس ما و عشق

یافت چون خسرو ز صحبتهای بی دردان فراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۳دی مست می رفتی بُتا، رو کرده از ما یک طرف
  2. شمارهٔ ۱۲۱۴ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق
  3. شمارهٔ ۱۲۱۵رسید دوش ندایی ازین بلند رواق
  4. شمارهٔ ۱۲۱۶دو چشمت آفت دل‌هاست هر یک
  5. شمارهٔ ۱۲۱۷ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک
  6. شمارهٔ ۱۲۱۸بوستان جلوه در گرفت اینک
  7. شمارهٔ ۱۲۱۹ترک سفید روی و سیه چشم و لاله رنگ
  8. شمارهٔ ۱۲۲۰دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.