پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۵

رسید دوش ندایی ازین بلند رواق

که، ای مقیم زوایای شهربند فراق

درین حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟

گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق

مناققند و ریای جمیع اهل بشر

بیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق

ترا به روز ازل با حبیب عهدی بود

چه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟

مرو به قول مخالف به هرزه راه حجاز

وگرنه راه نیابی به پرده عشاق

کسی که مسکن اصلیش عالم علویست

چه می کند به خراسان، چه می رود به عراق؟

ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسرو

که نیست خوش تر از این جای در همه آفاق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۷ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک
  2. شمارهٔ ۱۲۱۸بوستان جلوه در گرفت اینک
  3. شمارهٔ ۱۲۱۹ترک سفید روی و سیه چشم و لاله رنگ
  4. شمارهٔ ۱۲۲۰دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
  5. شمارهٔ ۱۲۲۱خهی در هر نظر چون خویش مقبول
  6. شمارهٔ ۱۲۲۲مرا بهرت خصومتهاست با دل
  7. شمارهٔ ۱۲۲۳نگارا، صحبت از اغیار بگسل
  8. شمارهٔ ۱۲۲۴زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.