پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۴

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

گلستان رخت خندیده بر گل

رسانده خط یاقوت تو ریحان

کشیده خط به کافور تو سنبل

عروسی را که او صاحب جمال است

چو دریابد، گرش نبود تحمل

چو ریش خستگان را مرهم از تست

مکن در کار مسکینان تغافل

اگر گل را نباشد برگ و پیوند

چه سود از ناله شبگیر بلبل؟

به جانت کانکه بر جان دارم از غم

نباشد کوه سنگین را تحمل

چو از زلفش بدین روز اوفتادم

تو نیز، ای شب، مکن بر من تطاول

خوشا آن بزم روحانی که هر دم

کند مستی به پاداش تعقل

بزن مطرب که مستان صبوحی

از آن مستند و خسرو از تامل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۶خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل
  2. شمارهٔ ۱۲۲۷ترک من رفتم ز کویت گر ز من گشتی ملول
  3. شمارهٔ ۱۲۲۸می‌رود یار و مرا آزار می‌ماند به دل
  4. شمارهٔ ۱۲۲۹من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
  5. شمارهٔ ۱۲۳۰رسته بودم مه من چندگه از زاری دل
  6. شمارهٔ ۱۲۳۱ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
  7. شمارهٔ ۱۲۳۲من نخواهم برد جان از دست دل
  8. شمارهٔ ۱۲۳۳مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.