پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۶

خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل

عالم بیخودی خوش است خاصه که در هوای گل

نافه گشای بوستان سکه به نام گل زده

خطبه بلبلان همه نیست مگر ثنای گل

تاج مرصع آورد شاخ ز هر شکوفه ای

تخت زمردین زند بخت به زیر پای گل

ابر دو اسبه می رود بهر نظاره چمن

سرو پیاده می شود پیش در سرای گل

حیف بود که ماه و گل خوانمت از سر هوس

ای تو به از هزار مه چند بود بقای گل

مستی ما به بوی تو بهر خدا چه جای می

شادی من به روی تو، بی تو جهان چه جای گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۸می‌رود یار و مرا آزار می‌ماند به دل
  2. شمارهٔ ۱۲۲۹من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
  3. شمارهٔ ۱۲۳۰رسته بودم مه من چندگه از زاری دل
  4. شمارهٔ ۱۲۳۱ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
  5. شمارهٔ ۱۲۳۲من نخواهم برد جان از دست دل
  6. شمارهٔ ۱۲۳۳مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۳۴همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۳۵من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.