پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۱

ای فرق تا به پای همه آرزوی دل

آب حیات رانده خیالت به جوی دل

دل بستمت به زلف ندانستم این قدر

کز وی چنین دراز شود گفتگوی دل

عمری به گرد کوی تو گشتم چو بیدلان

نی دل به دستم آمد و نی آرزوی دل

ور خون دل خورم، نکنم جز دعای تو

زیرا که من به سوی توام، نی به سوی دل

چندین که دل جفای ترا شکر می‌کند

شرمنده هم نمی‌شوی آخر ز روی دل

یک موی از سر تو مبادا که بگسلد

آویختی، اگر چه به هر تار موی دل

خسرو حدیث درد تو، باری کجا کند؟

زیرا که نیست در تن افسرده بوی دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۳مده پندم که من در سینه سودایی دگر دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۳۴همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۳۵من این آه جگر سوز از دل پیمان شکن دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۳۶برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۳۷به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۳۸من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۳۹نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۴۰شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.