پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۴

همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم

به خوبان دیدنم خو شد، عجب خویی که من دارم

اگر بر خاک می غلتم مرا دیباست با رویت

تعالی الله، عجایب پشت و پهلویی که من دارم

ز بندت چون جهم آخر که هر یک بند زلفت را

گره بر بسته ام محکم به هر مویی که من دارم

جفایت هر که را گویم همه کس روی تو بیند

به پیشت چون توان دیدن بدین رویی که من دارم

ترازو کردی از من تیر و گویی بر کشم آن را

چه خواهی برکشیدن زین ترازویی که من دارم

اشارت کن ز ابرو تا کشم سر زیر پای تو

کز آن چوگان توان بردن چنین گویی که من دارم

صبا دی آمد از کویت دماغم خوش شد از بویت

دماغی خوش توان کردن ازین بویی که من دارم

دو چشمم جوی شد، گر تو نداری آرزوی من

تماشا هم نمی آیی درین جویی که من دارم

لطیفه گوییم، خسرو، توانی زیست در هجرم

توانم، خاصه با این زور بازویی که من دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۶برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۳۷به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۳۸من آن خاکم که در راه وفا رو بر زمین دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۳۹نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۴۰شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
  6. شمارهٔ ۱۲۴۱به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می‌دارم
  7. شمارهٔ ۱۲۴۲من و شبها و یاد آن سرکویی که من دانم
  8. شمارهٔ ۱۲۴۳تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.