پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳۷

به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارم

چه جای گل کز این سودا به دل خار آرزو دارم

هوس دارم پس از مردن قد سرو روان، یعنی

از آن قامت به خاک خویش رفتار آرزو دارم

چنانش دوست می دارم که دارند آرزو خلقی

اگر دارند از آن راحت من آزار آرزو دارم

چو آزادی ز بند موی او دارد دلم او را

همیشه در خم زلفش گرفتار آرزو دارم

مرا گفتی که ای خسرو، چه داری آرزو از من؟

میسر نیست، ورنه از تو بسیار آرزو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳۹نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارم
  2. شمارهٔ ۱۲۴۰شبی، آسایشم نبود، عجب بیداریی دارم
  3. شمارهٔ ۱۲۴۱به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می‌دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۴۲من و شبها و یاد آن سرکویی که من دانم
  5. شمارهٔ ۱۲۴۳تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم
  6. شمارهٔ ۱۲۴۴چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
  7. شمارهٔ ۱۲۴۵همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
  8. شمارهٔ ۱۲۴۶خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.