پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴۶

خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویم

حساب عمر می دانم که غم با یار می گویم

فراهم کی شود ریش دلم زینسان که من هر دم؟

حدیث آن نمک پیش دل افگار می گویم

به جانان گفته ام ناگه نخواهد رفت جان، یارب

نمی دانم چه نام است این که من هر بار می گویم

درون خویش خالی می کنم زان زنده می مانم

که ذکرت شب و روز پیش در و دیوار می گویم

چو مجنون در بیابان غمم دور از رخ لیلی

که درد خویشتن با پشته های خار می گویم

زبانم تیشه فرهاد شد بهر دل سنگین

ز بس کافسانه شیرین خود بسیار می گویم

من از سر زنده گردم گر تو با من یک سخن گویی

تو می دانی نگویی، لیک من گفتار می گویم

اگر با من ز بد گفتن خوشی، ای من فدای تو

تو بد می کن که من بهر تو استغفار می گویم

رقیبا، بر حقی، گر باورت ناید غم خسرو

که من تیمار بلبل پیش بوتیمار می گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴۸همه شب با دل خود نقش آن دلدار بربندم
  2. شمارهٔ ۱۲۴۹تو سر مستی و من عاشق، بیا تا با تو در غلتم
  3. شمارهٔ ۱۲۵۰نیارم تاب دیدن، دیر دیرت بهر آن بینم
  4. شمارهٔ ۱۲۵۱چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرم
  5. شمارهٔ ۱۲۵۲سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم
  6. شمارهٔ ۱۲۵۳ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
  7. شمارهٔ ۱۲۵۴ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
  8. شمارهٔ ۱۲۵۵ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.