پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۲

سواره آمدی و صید خود کردی دل و تن هم

کمند عقل بگسستی لجام نقس توسن هم

به دامن می نهفتم گریه ناگه مست بگذشتی

شدم رسوا من تر دامن و صد چاک دامن هم

تو ناوک می زنی بر جان و جان من همی گوید

که چشم بد جدا زان ناوک و زان ناوک افگن هم

نهادم هر چه بود از سر، سری مانده مرا بر تن

چو بار سر سبک کردی، سبک کن بار گردن هم

ترا خوش باد خواب، ار چه مرا این جان سرگشته

همه شب گرد موی تست و گرد کوی تو تن هم

دل من گر به سویت شد، نداری استوار او را

که آن بیگانه وقتی آشنا بوده ست با من هم

چنانم با خیالت خوی شد در کنج تنهایی

که بر بستم در از خورشید و ماه و بلکه روزن هم

شبی روشن کن آخر کلبه تاریک من، چون من

دل تاریک در کار تو کردم، چشم روشن هم

عقوبت می کشم تا زنده ام، وه کاندرین زندان

همه کس جان کند صورت، مرا جان است دشمن هم

ملامت بر دل صد پاره عاشق بدان ماند

که باشد زخم پیکان و بدوزندش به سوزن هم

چو بوسی، ای صبا، نعل سمندش را به گستاخی

زکوة آنچنان دولت دو بوسی دیگر از من هم

بشو در بندگیش، ای ابر، خط سبزه تا بلبل

نگوید کین خط آزادی سرو است و سوسن هم

چه کیش است آخر، ای خسرو، که بی‌خوبان نه‌ای یک دم

زمانی آخر از بت باز می‌ماند برهمن هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۴ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم
  2. شمارهٔ ۱۲۵۵ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟
  3. شمارهٔ ۱۲۵۶بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم
  4. شمارهٔ ۱۲۵۷نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانم
  5. شمارهٔ ۱۲۵۸چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
  6. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
  7. شمارهٔ ۱۲۶۰سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارم
  8. شمارهٔ ۱۲۶۱ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.