پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۶

بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم

وگر میرم به تعظیم سگان او بموییدم

مرا امروز در دار بلا جلوه ست بهر او

سرود جلوه کان در نوحه گویند آن مگوییدم

شهید خنجر عشقم به خون دیده آلوده

به خاکم همچنان پر خون در آرید و مشوییدم

گلی کز خاک من روید، به گوش اهل دل گوید

که من بوی فلان دارم، مبوییدم، مبوییدم

همه جا از شهیدان نور خیزد وز دلم آتش

نشان است این میان کشتگانش، گر بجوییدم

گر از گل گل شود پیدا، ز من خواهد زدن بویش

نبوییدم که از غیرت بسوزم، گر ببوییدم

پس از کشتن که خون آلوده خسپد بر درش، خسرو

از آن بهتر که با عزت به خون دیده شوییدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۸چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
  2. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
  3. شمارهٔ ۱۲۶۰سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارم
  4. شمارهٔ ۱۲۶۱ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم
  5. شمارهٔ ۱۲۶۲در دیده چه کار آید؟ این اشک چو بارانم
  6. شمارهٔ ۱۲۶۳نبض دل شوریده رنجور گرفتیم
  7. شمارهٔ ۱۲۶۴ما ترک رضای دل خودکام گرفتیم
  8. شمارهٔ ۱۲۶۵آن نرگس پر ناز و جفا را ز که دانیم؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.