پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵۵

ز دستم شد عنان دل، چه داند کس که من چونم؟

درین تیمار بی حاصل چه داند کس که من چونم؟

من و شبها و نقش او که بر وی فتنه شد جانم

همه روزم بدو مایل، چه داند کس که من چونم؟

زند هر دم ز بدخویی مرا سنگ جفا بر جان

از آن بدخوی سنگین دل، چه داند کس که من چونم

شب حامل برای من بزاید هر زمان دردی

ز درد این شب حامل، چه داند کس که من چونم؟

جدا شد کاروان صبر و راه هجر بی پایان

چو دور افتادم از منزل، چه داند کس که من چونم؟

مرا خر در خلاب افتاد و از آب دو چشم خود

چو کس را نیست پا در گل، چه داند کس که من چونم؟

چو کس را دیده بینش نمی بینم که من بیند

به جز شاهنشه عادل، چه داند کس که من چونم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵۷نگارا، عزم آن دارم که جان در پایت افشانم
  2. شمارهٔ ۱۲۵۸چو دادی مژده این نعمتم کت روی بنمایم
  3. شمارهٔ ۱۲۵۹سرو منی و از دل بستان خودت خوانم
  4. شمارهٔ ۱۲۶۰سودای سر زلفت کاندر دل و جان دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۶۱ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم
  6. شمارهٔ ۱۲۶۲در دیده چه کار آید؟ این اشک چو بارانم
  7. شمارهٔ ۱۲۶۳نبض دل شوریده رنجور گرفتیم
  8. شمارهٔ ۱۲۶۴ما ترک رضای دل خودکام گرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.