پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶۲

در دیده چه کار آید؟ این اشک چو بارانم

بر دیده اگر، جانا، سروی چو تو بنشانم

خود را به سر کویت بدنام ابد کردم

از هر چه جز این کردم، از کرده پشیمانم

جانم به فدات آن دم کز بعد دو سه بوسه

گویم که یکی دیگر گویی تو که نتوانم

از تیغ جفایم کش بی هیچ دیت، زیرا

زین بیش نمی ارزد در نرخ وفا جانم

گر با تو غمی گویم، در خواب کنی خود را

این درد دل است آخر، افسانه نمی خوانم

تو نام کرم گیری من جور و ستم خوانم

گر چه به زبان گویی، من نام تو می دانم

جانی دگرم باید شکرانه فرمانت

آن لحظه که در کشتن آید ز تو فرمانم

چاک دلم، ای محرم، چون دوخت نمی دانی

ضایع چه کنی رشته در چاک گریبانم؟

عشق بت و بیم جان این نقد به کف تا کی؟

خسرو، به غزل بر گو تا دست برافشانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶۴ما ترک رضای دل خودکام گرفتیم
  2. شمارهٔ ۱۲۶۵آن نرگس پر ناز و جفا را ز که دانیم؟
  3. شمارهٔ ۱۲۶۶ما از هوس روی بتان باز نیاییم
  4. شمارهٔ ۱۲۶۷جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم
  5. شمارهٔ ۱۲۶۸عمری شد و ما عاشق و دیوانه بماندیم
  6. شمارهٔ ۱۲۶۹صافی مده، ای دوست که ما درد کشانیم
  7. شمارهٔ ۱۲۷۰ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟
  8. شمارهٔ ۱۲۷۱عاشق شدم و محرم این کار ندارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.