پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۱

عاشق شدم و محرم این کار ندارم

فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم

آن عیش که یاری دهدم صبر ندیدم

وان بخت که پرسش کندم یار ندارم

بسیار شدم عاشق و دیوانه از این پیش

آن صبر که هر بار بد این بار ندارم

یک سینه پر از قصه هجر است، ولیکن

از تنگدلی طاقت گفتار ندارم

چون راز برون نفتدم از پرده که هر چند

گویند مرا گریه نگهدار، ندارم

این کوری چشمم غم نادیدن یارست

ورنه غم این چشم گهر بار ندارم

گویند که بیدار مدار این شب غم را

اندازه من نیست که بیدار ندارم

دارم غم دیدار تو بسیار نه اندک

لیکن غم خود اندک و بسیار ندارم

جانا، چو دل خسته به سودای تو دارم

او داند و سودای تو، من کار ندارم

خونریز شگرف است لبت، سهل نگیرم

مهمان عزیز است غمت، خوار ندارم

دارم هوس زیستنی نیز، ولیکن

پروانه آن لعل شکربار ندارم

مرگم ز تو دور افگند، اندیشه ام اینست

اندیشه از این جان گرفتار ندارم

خون شد دل خسرو ز نگه داشتن راز

چون هیچ کسی محرم اسرار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۳یارب، غم آن سرو خرامان به که گویم؟
  2. شمارهٔ ۱۲۷۴هر دم غم خود با دل افگار بگویم
  3. شمارهٔ ۱۲۷۵زین پای ادب نیست که در کوی تو آیم
  4. شمارهٔ ۱۲۷۶بیا ساقی که ما در می فتادیم
  5. شمارهٔ ۱۲۷۷به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم
  6. شمارهٔ ۱۲۷۸همی دزدی ز من اندام چون سیم
  7. شمارهٔ ۱۲۷۹سفر کردند یاران جان ما هم
  8. شمارهٔ ۱۲۸۰ببستی چشم من ز افسون زبان هم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.