پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۸

همی دزدی ز من اندام چون سیم

کدامین سیم دزدت کرد تعلیم

ز بهر سیم پیشانی گره چیست؟

گره تا چند بتوان بست بر سیم

بتان آزری بشکن ازان روی

کز آتش سبزه بر زد چون براهیم

مرا حرف نخستین است از جان

سر زلفت که شد چون حلقه جیم

خوش است آن خال نزدیک دهانت

اگر چه نیست حاجت نقطه بر میم

چه بیم اندر دلی چون شرم در چشم

نه شرم از چشم داری نه ز دل بیم

منم در کاغذین پیراهن از تو

چو نقش ماه نو بر روی تقویم

چوتر کردیم پیشت دیده و دل

ازین پس ما و جان خشک و تسلیم

گر آیی سوی خسرو نیم روزی

دو روزه عمر باز آید به دو نیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۰ببستی چشم من ز افسون زبان هم
  2. شمارهٔ ۱۲۸۱بتی هر روز بر دل میر سازم
  3. شمارهٔ ۱۲۸۲خیالت بر دل خود شاه سازم
  4. شمارهٔ ۱۲۸۳ز هر موی تو دل در بند دارم
  5. شمارهٔ ۱۲۸۴مرا دل ده که من سنگی ندارم
  6. شمارهٔ ۱۲۸۵غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
  7. شمارهٔ ۱۲۸۶شبی در کوی آن مه روی رفتم
  8. شمارهٔ ۱۲۸۷به دست باد، کان سو جان فرستم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.