پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۶

شبی در کوی آن مه روی رفتم

سر و پاگم چو آب جوی رفتم

نمی رفتم، بلا شد بوی زلفش

خراب اندر پی آن بوی رفتم

به کویش رو نهادم بهر رفتن

ز بیهوشی به دیگر سوی رفتم

شبت خوش باد، ای دل، نزد آن ماه

که من خالی شدم، زین کوی رفتم

شدم بدخو به رویش هر دم اکنون

کجا من دیدن آن روی رفتم

به سینه نقد جان تشویش می داد

به رشوت دادن آن خوی رفتم

کج است آن زلف و می دانم به سویش

به گفت خسرو بدگوی رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۸پری رویی که من حیران اویم
  2. شمارهٔ ۱۲۸۹دل بی عشق را من دل نگویم
  3. شمارهٔ ۱۲۹۰ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
  4. شمارهٔ ۱۲۹۱نهانی چند سوی یار بینم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۲منت هر شب که گرد کوی گردم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۳ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  8. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.