پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۲

منت هر شب که گرد کوی گردم

ز بهر آن رخ دلجوی گردم

همی گوید که جان ده پیش رویم

چه می گویم سر آن روی گردم

همان تلخم که می گویی، همی گوی

که گر بنوازیم، بد خوی گردم

ز من دی یاد دادنت به بد گفت

فدای گفت آن بدگوی کردم

مرا، جانا، ز گل بوی تو آید

به بستان از پی آن بوی گردم

ز من پرسی که بر در کیستی تو

سگم گرد سر آن کوی کردم

ز کویت بگذرم، گر خاک گردم

ز زلفت نگسلم، گر موی گردم

صبوری شب مرا می گفت تا چند

گریزان از درت هر سوی گردم

دل خسرو تو داری، گر همه عمر

به گرد لاله خودروی گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  2. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
  3. شمارهٔ ۱۲۹۶نمی داند مه نامهربانم
  4. شمارهٔ ۱۲۹۷امشب سوی دوست راه گیریم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۸ما دلشدگان بیقراریم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۹از دست غمت به ناله ماییم
  7. شمارهٔ ۱۳۰۰ما عاشق روی نیکوانیم
  8. شمارهٔ ۱۳۰۱آن مرغ که بود زیرکش نام
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.