پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۶

نمی داند مه نامهربانم

که دور از روی خوبش بر چه سانم؟

چو زلف بیقرارش بیقرارم

چو چشم ناتوانش ناتوانم

برو باد و گدایی کن به کویش

بگو با آن مه نامهربانم

«که گرچه می نهی بار فراقم

وگرچه می زنی تیغ زبانم

هنوزم مهرت اندر سینه باشد

اگر در خاک ریزد استخوانم »

بپرس از شمع حال سوز خسرو

که تا گوید که شبها بر چه سانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۸ما دلشدگان بیقراریم
  2. شمارهٔ ۱۲۹۹از دست غمت به ناله ماییم
  3. شمارهٔ ۱۳۰۰ما عاشق روی نیکوانیم
  4. شمارهٔ ۱۳۰۱آن مرغ که بود زیرکش نام
  5. شمارهٔ ۱۳۰۲نه دست رسی به یار دارم
  6. شمارهٔ ۱۳۰۳من کشته روی یار خویشم
  7. شمارهٔ ۱۳۰۴ای روی تو عمر جاودانم
  8. شمارهٔ ۱۳۰۵من عاشق آن رخ چو ماهم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.