پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۲

نه دست رسی به یار دارم

نه طاقت انتظار دارم

هر جور که از تو بر من آید

از گردش روزگار دارم

در دل غم تو کنم خزینه

گر یک دل و گر هزار دارم

این خسته دل چو موی باریک

از زلف تو یادگار دارم

من کانده تو کشیده باشم

اندوه زمانه خار دارم

در آب دو دیده از تو غرقم

و امید لب و کنار دارم

دل بردی و تن زدی، همین بود

من باز بسی شمار دارم

دشنام همی دهد به خسرو

من با دو لب تو کار دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۴ای روی تو عمر جاودانم
  2. شمارهٔ ۱۳۰۵من عاشق آن رخ چو ماهم
  3. شمارهٔ ۱۳۰۶ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
  4. شمارهٔ ۱۳۰۷زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
  5. شمارهٔ ۱۳۰۸یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم
  6. شمارهٔ ۱۳۰۹مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
  7. شمارهٔ ۱۳۱۰امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
  8. شمارهٔ ۱۳۱۱اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.