پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۸

یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم

مستسقی لعل ویم یک شربت نوش آیدم

در ره فتاده مانده ام، دیده نهاده بر رهم

بازو گشاده مانده ام، تا کی در آغوش آیدم؟

خواهم شبی کز بوی او بیخود شوم پهلوی او

گه رو نهم بر روی او، گه دوش بر دوش آیدم

گاهی که عجز آرد به ره سلطان با تاج و کله

گریه ازین روزن به ره مانند جادوش آیدم

بوسه زنم گلگون رخش، بر رخ نهم میمون رخش

گر حلقه های چون رخش اندر بناگوش آیدم

ای دل، مده یادم ازو، در چشم من گریه مجو

ناگه مبادا کز دو سو سیلاب در جوش آیدم

مسکین دلم سویش رود، گم گشته بر بویش رود

هشیار در کویش رود، مجنون و بیهوش آیدم

ای آمده با صد فتن، برده همه هوشم ز تن

در بیهشی مگذر ز من، بنشین که تا هوش آیدم

بس کز غمت شب تا سحر غلتید، گویم بی خبر

از دیده مرواریدتر غلتان سوی گوش آیدم

خواهم چو سوزد خرمنم پوشیده ماند در تنم

از آه خسرو چون کنم کاتش به خس پوش آیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۰امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
  2. شمارهٔ ۱۳۱۱اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
  3. شمارهٔ ۱۳۱۲از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم
  4. شمارهٔ ۱۳۱۳بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۱۴هر دم بنتوانم که آن رخسار زیبا بنگرم
  6. شمارهٔ ۱۳۱۵جانم برون آمد ز غم، آخر به جانان کی رسم؟
  7. شمارهٔ ۱۳۱۶خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم
  8. شمارهٔ ۱۳۱۷یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.