پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱۶

خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم

یعنی به دیده آرمش وز دیده در جیحون کشم

چشمم که زیر هر مژه دارد دو صد دریای خون

زان رو به نوک هر مژه صد گوهر مکنون کشم

چشم خوشت مستانه زد تیری به دل دی از نظر

بادا به جانم تا ابد، از دل اگر بیرون کشم

گفتی که چشم از لعل من بردار و بر رویم فگن

چشمم به خون پرورده است، در دامنش از خون کشم

خواهد که روی زرد را، خسرو، بسازد یار سرخ

گریان به یاد آن لبان جام می گلگون کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۸باز آمد آن وقتی که من از گریه در خون اوفتم
  2. شمارهٔ ۱۳۱۹دیدم بلای ناگهان عاشق شدم، دیوانه هم
  3. شمارهٔ ۱۳۲۰هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
  4. شمارهٔ ۱۳۲۱بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
  5. شمارهٔ ۱۳۲۲آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
  6. شمارهٔ ۱۳۲۳ملکت عشق ملک شد از کرم الهیم
  7. شمارهٔ ۱۳۲۴گر گلی ندهی ز باغ خود به خاری هم خوشیم
  8. شمارهٔ ۱۳۲۵ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.