پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۳

ملکت عشق ملک شد از کرم الهیم

پشت من و پلاس غم اینست قبای شاهیم

قاضی شهرم ار کشد، بهر وطن روا بود

خاصه که آب دیدگان داد به خون گواهیم

شد سیهم ز عشق رو، گریه در او از آن کنم

گریه چه سود، چون ز رخ شسته نشد سیاهیم

چند به ناز خفتنت، وه که مباد ناگهان

شعله به دامنت زند ناله صبحگاهیم

بود ز عقل پیش ازین باد غرور در سرم

پیش در تو خاک شد آن همه کژ کلاهیم

گر تو ز بهر کشتنم جرم و دروغ می نهی

حیف بود ز بهر جان دعوی بی گناهیم

وقف خیال تست جان، از پی این خورم غمت

من نه که این عمارتم، گر تو خراب خواهیم

تو گل و باغ بین که من در ته چاه محنتت

تو می لعل خور که من بر سر تابه ماهیم

همره خسروست دان تا به عدم وفای تو

شکر که عقل بی وفا ماند ز نیم راهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲۵ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایم
  2. شمارهٔ ۱۳۲۶ما گرفتار غم و از خویشتن وامانده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۳۲۷باده در ره، ساقیا، تا جای در جانش کنیم
  4. شمارهٔ ۱۳۲۸ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم
  5. شمارهٔ ۱۳۲۹گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم
  6. شمارهٔ ۱۳۳۰هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم
  7. شمارهٔ ۱۳۳۱بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۳۲بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.