پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲۹

گر گذر افتد ترا در کوی جانان، ای نسیم

خدمت من عرضه کن در خدمت یار قدیم

طور هستی را حجاب دیده بینا مساز

تا جواب لن ترانی نشنوی همچون کلیم

سیل اشکم از جنابش کی رود هر جانبی؟

سائلی کی روی بر تابد ز درگاه کریم؟

شد دلم بیمار چشم ناتوان او و هیچ

آن طبیب ما نمی پرسد ز احوال سقیم

گر صبا آرد نسیمی از تو بر خاک رهش

جان بر افشانم روان و منتی دارم عظیم

از درش، زاهد، به باغ جنتم دعوت مکن

سر فرو نارد سگ کویش به جنات نعیم

بس بدیها کرده ام، یا رب، طفیل نیکوان

عفو فرما، هر چه خسرو کرد از لطف عمیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۱بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم
  2. شمارهٔ ۱۳۳۲بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
  3. شمارهٔ ۱۳۳۳منزل عشقت که من پوشیده در جان می‌کنم
  4. شمارهٔ ۱۳۳۴سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۳۳۵عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم
  6. شمارهٔ ۱۳۳۶یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم
  7. شمارهٔ ۱۳۳۷نی مجال آن که او را از دل خود برکشم
  8. شمارهٔ ۱۳۳۸ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.