پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۸

ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم

گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم

بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم

آن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم

چند داغ بیدلی پیوسته بینم، پیش ازین

دل مرا بود، ار چه ویران و خرابی داشتم

روزگار آن دیده نتوانست دید و کرد خون

من که بر رویم ز چشم خویش آبی داشتم

محرمی دیدم، شبی از دیده بیرون ریختم

آن همه خونابه‌ها کاندر کبابی داشتم

آن چه دولت بود کاندر یک شبی خنده زنان

گویی از فردوس اعظم فتح بابی داشتم

گفت نتوانم برت من آنچه شب بر من گذشت

کای بهشتی روی، دور از تو عذابی داشتم

زاریم بشنید یار و گفت «مینالی ز عشق»

خسروم، زان بر دهان گر چه جوابی داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴۰یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم
  2. شمارهٔ ۱۳۴۱دوش من روی چو ماه آشنایی دیده ام
  3. شمارهٔ ۱۳۴۲من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام
  4. شمارهٔ ۱۳۴۳این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم
  5. شمارهٔ ۱۳۴۴باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم
  6. شمارهٔ ۱۳۴۵نکنم ز عشق تو به که سر گناه دارم
  7. شمارهٔ ۱۳۴۶شب من سیه شد از غم، مه من کجات جویم؟
  8. شمارهٔ ۱۳۴۷ز تو نعمت است و راحت لب شکرین و رو هم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.