پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴۵

نکنم ز عشق تو به که سر گناه دارم

چه کنم، نمی توانم دل خود نگاه دارم؟

چو نیایی و نیاید ز رهی جز آنکه پیشت

جگری به خاک ریزم، نظری به راه دارم

ز فراق شهر بندم، به کدام سو گریزم؟

که به گرد قلعه جان ز بلا سپاه دارم

شبکی ز سوز سینه کنمت چو شمع روشن

همه تیرگی که در دل ز شب سیاه دارم

چه کنم که آب حسرت نکنم روان ز مژگان؟

که به سینه ز آتش دل همه دود آه دارم

چو فرو شدم به طوفان، چه کنم جفای دیده؟

چو گذشت آبم از سر، چه غم کلاه دارم؟

ز ستم نهاد بر من قلم قدر خیالت

گرت استوار نآید، خط تو گواه دارم

مکش، ار به نامه ای جان رقم وفا نوشتم

نه من سیاه نامه به جز این گناه دارم؟

نه که خسروم، غلامم، کمر نیاز بسته

کرمی که بی میانت کمری دو تاه دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴۷ز تو نعمت است و راحت لب شکرین و رو هم
  2. شمارهٔ ۱۳۴۸نفسی برون ندادم که حدیث دل نگفتم
  3. شمارهٔ ۱۳۴۹وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم
  4. شمارهٔ ۱۳۵۰عهدها را گه آن شد که ز سر تازه کنیم
  5. شمارهٔ ۱۳۵۱ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
  6. شمارهٔ ۱۳۵۲فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم
  7. شمارهٔ ۱۳۵۳ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۵۴پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.