پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۱

ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم

این که پیش تو پس است، از همه رو نیز پسیم

بهر یک سجده به راه تو سراسر عشقیم

بهر یک بوسه به پای تو لبالب هوسیم

دیگران را چه کنی گرد رخ خویش سپند

کز پی سوختنی هم من و دل هر دو بسیم

گر نوازند رقیبان تو ما را، خاکیم

ور بسوزند، بسوزیم که خاشاک و خسیم

ما که باشیم که ما را سگ خود نام نهی؟

این سخن با دگری گوی که ما هیچ کسیم!

در میان هیچ نه و خشک زبانی به دهان

عالمی کرده پر آواز تو گویی جرسیم

عذر تقصیر نخواهیم که از خدمت رفت

گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم

به یکی جرعه می باز خر از خود ما را

که به بازار فنا در گرو یک نفسیم

تو همایی به کرم سایه فکن بر خسرو

که ز ناچیزی چون سایه پر مگسیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۳ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
  2. شمارهٔ ۱۳۵۴پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
  3. شمارهٔ ۱۳۵۵من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم
  4. شمارهٔ ۱۳۵۶بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟
  5. شمارهٔ ۱۳۵۷التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
  6. شمارهٔ ۱۳۵۸هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم
  7. شمارهٔ ۱۳۵۹سوی من بین که ز هجرت به گداز آمده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۳۶۰بی تو امید ندارم که زمانی بزیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.