پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۵۳

ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم

چاشنی کرده از آن لب به سخن گوش کنم

مست آیی تو و پس گویی «از هوش مرو»

باش باری بزیم وانگه سخن گوش کنم

می خلی روز و شب اندر دل آزرده من

به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم؟

وه که از دود جگر این تن چون کاه بسوخت

تا کی این آتش افروخته خس پوش کنم!

ای خردمند، در این گوشه سخنهای کسی ست

کی توانم که سخنهای تو در گوش کنم؟

کیست خسرو که عنان گیر تو گردد به وصال؟

لیکن ار حکم کنی غاشیه بر دوش کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۵من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم
  2. شمارهٔ ۱۳۵۶بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟
  3. شمارهٔ ۱۳۵۷التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
  4. شمارهٔ ۱۳۵۸هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم
  5. شمارهٔ ۱۳۵۹سوی من بین که ز هجرت به گداز آمده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۳۶۰بی تو امید ندارم که زمانی بزیم
  7. شمارهٔ ۱۳۶۱بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
  8. شمارهٔ ۱۳۶۲من و گنج غم و در سینه همان سیم تنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.