پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴۹

وقت آن است که ما رو به خرابات نهیم

چند بر زرق و ریا نام مناجات نهیم

گر فروشیم مصلا ز پی می، به ازآنک

رخت تزویر به بازار مکافات نهیم

مست گر، پای بلغزد، چو در آن ثابت است

دیده بر پاش به صد عذر و مراعات نهیم

دیده داریم و دل و جان و تن از عشق خراب

بر خرابی دو سه در وجه خرابات نهیم

عاشق صورت خوبیم که خلقی همه سر

بر در کعبه و ما بر قدم لات نهیم

شاه جان گشت چو بازیچه نفس کج باز

بینم اندر محل شه رخ و سر مات نهیم

دل خسرو که همه شیشه می می سنجد

سنگ قلب است که در پله طاعات نهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵۱ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
  2. شمارهٔ ۱۳۵۲فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم
  3. شمارهٔ ۱۳۵۳ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
  4. شمارهٔ ۱۳۵۴پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
  5. شمارهٔ ۱۳۵۵من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم
  6. شمارهٔ ۱۳۵۶بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟
  7. شمارهٔ ۱۳۵۷التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
  8. شمارهٔ ۱۳۵۸هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.