پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳۰

هر شبی چون یاد آن رخسار گلناری کنم

تا به وقت صبح از مژگان گهرباری کنم

گاه از تف دهان دامن بسوزم زهد را

گه ز دود سینه سقف آسمان تاری کنم

تیر مژگانش به جانم تا رسید از نوک آه

زخمها هر صبح در نه طاق زنگاری کنم

گر تمنای جفای او به خونریزم بود

شحنه غم را به خون خویش هم یاری کنم

ضربت غم می خورم سلطانی آسا تا به کی

قبله جان روی آن رخسار گلناری کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳۲بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
  2. شمارهٔ ۱۳۳۳منزل عشقت که من پوشیده در جان می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۳۳۴سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟
  4. شمارهٔ ۱۳۳۵عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم
  5. شمارهٔ ۱۳۳۶یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم
  6. شمارهٔ ۱۳۳۷نی مجال آن که او را از دل خود برکشم
  7. شمارهٔ ۱۳۳۸ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
  8. شمارهٔ ۱۳۳۹خرم آن روزی که من با دوست کاری داشتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.