پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱۷

یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم

بالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم

چون در نگیرد سوز من با شمع رویش، دل ازان

رو سوی دیوار آورم، در شب به ماتم اوفتم

دامن چو صبح از مهر او زینسان که در خون می کشم

هر لحظه در صد موج خون زین چشم پر نم اوفتم

چون نقطه پیش خط نهد از خاک گندم گون رخش

زان دانه درد از بلا روزی چو آدم اوفتم

هر سو به جست و جوی او چون آب می گردم روان

در پای آن سرو سهی هر جا که یابم، اوفتم

با غمزه گو تا زان کمان تیری زند بر جان من

باشد به فتراک تو زان ابروی پر خم اوفتم

خواهم چو خسرو یک شبی افتم بدان مه در دچار

بسیار می خواهم، ولی از بخت بد کم اوفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۹دیدم بلای ناگهان عاشق شدم، دیوانه هم
  2. شمارهٔ ۱۳۲۰هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
  3. شمارهٔ ۱۳۲۱بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
  4. شمارهٔ ۱۳۲۲آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
  5. شمارهٔ ۱۳۲۳ملکت عشق ملک شد از کرم الهیم
  6. شمارهٔ ۱۳۲۴گر گلی ندهی ز باغ خود به خاری هم خوشیم
  7. شمارهٔ ۱۳۲۵ای خوش آن روزی که ما با یار خود خوش بوده ایم
  8. شمارهٔ ۱۳۲۶ما گرفتار غم و از خویشتن وامانده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.