پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱۳

بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم

می خواست چشمم سوی او، از چه دگر سو رو کنم

گر می ندانم کز وفا دور است خوی نازکت

این چشم خون پالای را در چشم آن بدخو کنم

در چار سوی آرزو کاری ست با رویت مرا

رو سوی من کن یک زمان تا کار خود یکسو کنم

پهلو کنم از غم که او بشکست پهلوی مرا

من خود سگم گر فی المثل، شیرم ز غم پهلو کنم

بیماریی دارم نهان زان نرگس جادوی تو

دردم زیادت می شود هر چند می دارو کنم

چون نگذارند زلف تو بویی، به جانش جا کنم

هر جا که زلفت بگذرد، خاک زمین را بو کنم

خسرو همه تن موی شد در آرزوی روی تو

یک مویت از سر کم شود، این را به جای او کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱۵جانم برون آمد ز غم، آخر به جانان کی رسم؟
  2. شمارهٔ ۱۳۱۶خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم
  3. شمارهٔ ۱۳۱۷یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
  4. شمارهٔ ۱۳۱۸باز آمد آن وقتی که من از گریه در خون اوفتم
  5. شمارهٔ ۱۳۱۹دیدم بلای ناگهان عاشق شدم، دیوانه هم
  6. شمارهٔ ۱۳۲۰هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
  7. شمارهٔ ۱۳۲۱بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
  8. شمارهٔ ۱۳۲۲آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.