پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۴

ای روی تو عمر جاودانم

عمری ست که بی تو در فغانم

از نرگس جادوی تو هر روز

پیداست که چیست در نهانم؟

چون سحر دو چشم تو ببینم

«هذین لساحران » بخوانم

رویت دیدم نکو نکردم

هر بد که کنی سرای آنم

غم خور که ز عاشقی زبونم

می ده که ز بیدلی زبانم

می نالم زار، ازانکه چون نای

بی مغز شده ست استخوانم

در اول عشق رفتم از دست

تا چون شود آخرش، ندانم

بر خاک درت فتاده ماندم

مگذار که هم چنین بمانم

گفتی «غم خود بگو» چه گویم؟

چون کار نمی کند زبانم

نی با تو دمی همی نشینم

نی خاستن از تو می توانم

غم خسرو را به هیچ بفروخت

بستان که غلام رایگانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۶ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
  2. شمارهٔ ۱۳۰۷زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
  3. شمارهٔ ۱۳۰۸یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم
  4. شمارهٔ ۱۳۰۹مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
  5. شمارهٔ ۱۳۱۰امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
  6. شمارهٔ ۱۳۱۱اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
  7. شمارهٔ ۱۳۱۲از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۱۳بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.