پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۵

من عاشق آن رخ چو ماهم

گو زار مکش که بی گناهم

تاراج غمت شدم که فتنه

زد در شب گیسوی تو راهم

از شعله بسی گریخت پشمم

هم داد ازین نمد کلاهم

در زیستنم نماند امید

ور ماند ترا حیات خواهم

بر من نفسی بخند تا بوک

صبحی دمد از شب سیاهم

پخته نشدم ز عشق هر چند

جان سوخته شد ز دود آهم

گفتی که «گهی نداشت خسرو

آن صبر که بود چند گاهم »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۷زان غمزه خونخوار جان افگار خوش می آیدم
  2. شمارهٔ ۱۳۰۸یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم
  3. شمارهٔ ۱۳۰۹مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
  4. شمارهٔ ۱۳۱۰امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
  5. شمارهٔ ۱۳۱۱اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
  6. شمارهٔ ۱۳۱۲از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم
  7. شمارهٔ ۱۳۱۳بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۱۴هر دم بنتوانم که آن رخسار زیبا بنگرم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.