پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰۶

ای گریه، ترا چه شکر گویم؟

کز تست هزار آبرویم

آید همه، بوی آتش دل

هر بار که از جگر ببویم

بیگانه و آشنا به یک بار

دانند که من غلام اویم

ای دیده، به جای اشک خون ریز

یا دست ز دیدنت بشویم!

گفتی که «اسیر کیست خسرو؟»

از غمزه بپرس، من چه گویم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۸یارب، چه باشد گه گهی جانان در آغوش آیدم
  2. شمارهٔ ۱۳۰۹مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده ام
  3. شمارهٔ ۱۳۱۰امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام
  4. شمارهٔ ۱۳۱۱اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
  5. شمارهٔ ۱۳۱۲از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم
  6. شمارهٔ ۱۳۱۳بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم
  7. شمارهٔ ۱۳۱۴هر دم بنتوانم که آن رخسار زیبا بنگرم
  8. شمارهٔ ۱۳۱۵جانم برون آمد ز غم، آخر به جانان کی رسم؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.