پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۷

امشب سوی دوست راه گیریم

می بر رخ همچو ماه گیریم

دی زهد فروختیم بسیار

امروز ز می پناه گیریم

اقرار به می کنیم و شاهد

بر خود همه را گواه گیریم

زنار کمر، سبوی می تاج

ترک کمر و کلاه گیریم

اکنون که قلم ز کار ما خاست

چون ترک خط سیاه گیریم؟

آن دوست که با صلاح کو شد

با دشمن کینه خواه گیریم

نی جان زیادتی ست ما را

کان سلسله دوتاه گیریم

بنمای رخ چو گل که ناله

چون بلبل صبحگاه گیریم

می خواند اجل بر آستانت

بوسی بزنیم و راه گیریم

دیوانه شدیم، خسرو، اکنون

آن سلسله چو شاه گیریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۹از دست غمت به ناله ماییم
  2. شمارهٔ ۱۳۰۰ما عاشق روی نیکوانیم
  3. شمارهٔ ۱۳۰۱آن مرغ که بود زیرکش نام
  4. شمارهٔ ۱۳۰۲نه دست رسی به یار دارم
  5. شمارهٔ ۱۳۰۳من کشته روی یار خویشم
  6. شمارهٔ ۱۳۰۴ای روی تو عمر جاودانم
  7. شمارهٔ ۱۳۰۵من عاشق آن رخ چو ماهم
  8. شمارهٔ ۱۳۰۶ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.