پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۱

نهانی چند سوی یار بینم

نهان دارم غم و آزار بینم

ز صد جانب نظر دزدم که یک ره

به دزدی سوی آن عیار بینم

گهی تنهاش خواهم یافت، یارب

که بی اندیشه آن رخسار بینم

چنین هم هیچگه باشد، خدایا؟

که سیر آن روی چون گلنار بینم

همه عمرم در این حسرت به سر شد

که رویش بینم و بسیار بینم

تماشا حیف باشد بی رخ دوست

که جانان نبود و گلزار بینم

به روی گل توان دیدن چمن را

چو گل نبود چه بینم، خار بینم؟

رو، ای رضوان، تو دانی و بهشتت

مرا بگذار تا دیدار بینم

ز غم شب می نخسپم، باشد آن روز

که بخت خویش را بیدار بینم

فرو گویم به چشمت قصه خویش

اگر آن مست را هشیار بینم

چنین کافتاد خسرو در ره عشق

ره بیرون شدن دشوار بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۳ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
  2. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  3. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
  4. شمارهٔ ۱۲۹۶نمی داند مه نامهربانم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۷امشب سوی دوست راه گیریم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۸ما دلشدگان بیقراریم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۹از دست غمت به ناله ماییم
  8. شمارهٔ ۱۳۰۰ما عاشق روی نیکوانیم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.