پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۰

ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟

ز هجرت خوار و زارم، با که گویم؟

نمی پرسی ز احوالم که چونی

پریشان روزگارم، با که گویم؟

همی خواهم که بفرستم سلامی

چو یک محرم ندارم، با که گویم؟

نه یک محرم که راز دل توان گفت

فراوان راز دارم، با که گویم؟

دلم بردی، غم کارم نخوردی

خراب است روزگارم، با که گویم؟

ندارد جز تمنای تو خسرو

جمالت دوست دارم، با که گویم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۲منت هر شب که گرد کوی گردم
  2. شمارهٔ ۱۲۹۳ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
  3. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  4. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۶نمی داند مه نامهربانم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۷امشب سوی دوست راه گیریم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۸ما دلشدگان بیقراریم
  8. شمارهٔ ۱۲۹۹از دست غمت به ناله ماییم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.