پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۹

دل بی عشق را من دل نگویم

تن بی سوز را جز گل نگویم

شکایت ناورم از عشق بر عقل

جفای شحنه با عاقل نگویم

الا، ای آب حیوان، پیش زلفت

ره ظلمات را مشکل نگویم

بگیرم زلف تو فردا، ولیکن

چه زاید آن شب حامل، نگویم

به اقطاع تو دل را خاص کردم

که جان را هم در آن داخل نگویم

ز جانت نیک گویم تا توانم

وگر بد گویمت از دل نگویم

بسوزم در غمت، وین راز با کس

فراقم گر کند بسمل، نگویم

به خسرو گویم این غم کو اسیر است

وگر خود بینمش عاقل، نگویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۱نهانی چند سوی یار بینم
  2. شمارهٔ ۱۲۹۲منت هر شب که گرد کوی گردم
  3. شمارهٔ ۱۲۹۳ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
  4. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۶نمی داند مه نامهربانم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۷امشب سوی دوست راه گیریم
  8. شمارهٔ ۱۲۹۸ما دلشدگان بیقراریم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.