پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۸

پری رویی که من حیران اویم

به جان آمد دل از هجران اویم

رقیبا، دیدنم باری رها کن

دو روزه عمر تا مهمان اویم

بگفتندش، فلان مرد از غمت، گفت

«نخواهد مرد چون من جان اویم »

صبا هم بر شکست از ما که روزی

نیارد بویی از بستان اویم

چو مردم تشنه من در وادی هجر

چه سود ار چشمه حیوان اویم؟

ز زلفش دل همی جستم، دلم گفت

که زان تو نیم، من زان اویم

چو بر خسرو سیاست راند، گفتم

که با تو گفت من سلطان اویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۰ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
  2. شمارهٔ ۱۲۹۱نهانی چند سوی یار بینم
  3. شمارهٔ ۱۲۹۲منت هر شب که گرد کوی گردم
  4. شمارهٔ ۱۲۹۳ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۶نمی داند مه نامهربانم
  8. شمارهٔ ۱۲۹۷امشب سوی دوست راه گیریم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.