پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۷

به دست باد، کان سو جان فرستم

مرا بویی ست آخر آن فرستم

اگر خود تیر بر جانم گشایی

به استقبال تیرت جان فرستم

به کشتن خون بهایم آنقدر بس

که گویی بهر خون فرمان فرستم

همایی چون تو، وانگه استخوانم

بگو تا بر سگ دربان فرستم

اگر گوید، برنجد از طفیلی

سری در خدمت چوگان فرستم

نماند اندر تنم نقدی که بر شاه

خراجی زین ده ویران فرستم

ز تیزی نظر کش نه به شمشیر

که خسرو را به تو قربان فرستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۹دل بی عشق را من دل نگویم
  2. شمارهٔ ۱۲۹۰ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
  3. شمارهٔ ۱۲۹۱نهانی چند سوی یار بینم
  4. شمارهٔ ۱۲۹۲منت هر شب که گرد کوی گردم
  5. شمارهٔ ۱۲۹۳ز تو صد فتنه بر جان پیش دیدم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۴لبالب کن قدح ساقی که مستم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۵بیا، جانا، که جانت را بمیرم
  8. شمارهٔ ۱۲۹۶نمی داند مه نامهربانم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.