پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۳

ز هر موی تو دل در بند دارم

دلم خون گشت، پنهان چند دارم

به سوگند تو جان را بسته ام، وای

که چندش دل بر این سوگند دارم

غمت با خویشتن گویم همه شب

بدینسان خویش را خرسند دارم

برو جایی که من می دانم، ای باد

که من آنجا دلی در بند دارم

مرا از صحبت جان شرم بادا

که با جز تو چرا پیوند دارم

دهندم پند گفتار تو در گوش

چه گوش خویش سوی پند دارم

به خسرو ده که من ناداده وامی

بر آن لبهای شکر خند دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۵غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
  2. شمارهٔ ۱۲۸۶شبی در کوی آن مه روی رفتم
  3. شمارهٔ ۱۲۸۷به دست باد، کان سو جان فرستم
  4. شمارهٔ ۱۲۸۸پری رویی که من حیران اویم
  5. شمارهٔ ۱۲۸۹دل بی عشق را من دل نگویم
  6. شمارهٔ ۱۲۹۰ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
  7. شمارهٔ ۱۲۹۱نهانی چند سوی یار بینم
  8. شمارهٔ ۱۲۹۲منت هر شب که گرد کوی گردم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.