پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۲

خیالت بر دل خود شاه سازم

ز بهرش دیده منزلگاه سازم

همه جانها کنم چاک ار توانم

که از بهر سمندت راه سازم

چو دل خواهم برآرم از زنخدانت

رگ جان رشته آن چاه سازم

چو کافوری نخواهد گشت روزم

که شبهای غمت کوتاه سازم

چو بد خواهیم، صد جان بایدم تا

نکو خواه چو تو بدخواه سازم

چو خسرو را تو خود شادان نخواهی

ضرورت با رخ چون کاه سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۴مرا دل ده که من سنگی ندارم
  2. شمارهٔ ۱۲۸۵غمت با این و با آن گفتم، نگفتم
  3. شمارهٔ ۱۲۸۶شبی در کوی آن مه روی رفتم
  4. شمارهٔ ۱۲۸۷به دست باد، کان سو جان فرستم
  5. شمارهٔ ۱۲۸۸پری رویی که من حیران اویم
  6. شمارهٔ ۱۲۸۹دل بی عشق را من دل نگویم
  7. شمارهٔ ۱۲۹۰ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
  8. شمارهٔ ۱۲۹۱نهانی چند سوی یار بینم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.